ما هم رفتیم پیش شیرهای آب زمزم و با لیوان های یکبار مصرفی که کنار شیرها بود آب برمی داشتیم و روی سرمان می ریختیم
آب خنک بر بدن ریختن در هوای ولرم نیمه شب عربستان خیلی می چسبد و نشاط خاصی دارد
بعد از اینکار یک لیوان آب برداشتیم و به کنار پله ها برگشتیم وقتی همه آمدند حاجی گفت حالا دعای مخصوصش را با هم می خوانیم و آب را بعدش در سه قلپ می خوریم نه یک قلپی!
برام جالب بود نمی دونستم همچین چیزی هم وجود دارد
بعد از این قسمت به قسمت پر از هیجان و پر استرس رسیدیم(البته من هم تا وقتی تجربه نکرده بودم این جمله رو درک نمی کردم)
هیجان انگیز بود چون تا به حال تجربه نکرده بودیم و استرس آور بود چون با رعایت نکردن بعضی از نکات ریز اعمال دچار مشکل می شد و عواقب بدی داشت!![]()
حاجی گفت پشت سر من بیایید و به عقب هم برنگردید و من خودم با دستانم شماره دورها را نشان می دهم تا شک نکنید و به همین راحتی انجام می شود
دقیق یادم نیست در حین طواف چه دعایی خواندیم ، همان دعاهای طواف یا دعای جوشن کبیر ، آخه حاجی به جز همون یکبار محرم شدن در مسجد شجره دوبار دیگر بچه ها را برای محرم شدن و انجام اعمال برد و من یکی از آن دوبار را با بقیه رفتم که در یکی همان دعاهای مرسوم برای هریک از اعمال را خواندیم و در دیگری از اول اعمال تا آخر اعمال دعای جوشن کبیر را خواندیم.
در آن موقع شب تعداد نسبتا کمی(البته نسبت به جمعیتی که در تصاویر دیده بودم) دور کعبه طواف می کردند و با اضافه شدن کاروان ما جمعیت بیشتر شد دعا را حاج عباس بلند می خواند و ما با او زمزمه می کردیم
طواف را انجام دادیم با اینکه حاجی و روحانی کاروان تمام نکات رو گفته بودند چند نفری دچار مشکل شده بودند و برای تکرار اعمال رفتند و بقیه نماز طواف را خواندند و راهی صفا شدیم
راستش تا آن موقع نمی دانستم صفا و مروه در واقع چسبیده به مسجدالحرام هست!
حاجی اونجا چراغ های سبز را نشانمان داد و گفت به آنجا که رسیدید شروع به هروله کردن می کنید تا چراغ سبز بعدی و در این حین هم ذکرمان در بار اول "یا الله" بار دوم "یا محمد" بار سوم "علی" بار چهار "یا زهرا" بار پنجم "حسن" بار ششم یا "حسین" و بار هفتم "یا زینب" هست ، البته آرام !
وقتی رسیدیم به قسمت هروله کردن ، بچه ها به یکباره شور می گرفتند و صدای بچه ها بلند می شد
طوری که این شور حتی بعد از قسمت هروله ادامه پیدا کرد حتی خود هروله کردن! که روحانی کاروان با صدای بلند از بچه ها خواست آرام باشند تا اعمالشان دچار اشکال نشود
در آن هفت بار رفت و برگشت هر دفعه که به قسمت هروله می رسیدیم بچه ها شور می گرفتند و هر بار صدایشان بالاتر می رفت و وقتی به ذکر حسین رسیدند ، کل فضای صفا و مروه را صدای بچه ها پر کرده بود و تمام نگاهها به سمت ما بود و جالب اینجا بود هیچ شرطه ای هم نبود که به ما گیر بده و یا شاید هم در آن وضعیت جرئت نمی کرد بیاد جلو و گیر بده!![]()
بعد از آن عمل تقصیر و بعد هم طواف نسا و نماز طواف نسا را انجام دادیم
ساعت نزدیک یک و نیم صبح بود که اعمال تمام شد و همگی راهی هتل شدیم تا استراحت کنیم
پ.ن 1: عید نوروز بر همه مبارک باشد و امیدوارم سال در پیش رو سالی پر از موفقیت برای شما باشد.