تبليغاتX
عمره فقط دانشجویی
دستنوشته های یک مسافر
روزهای آخر ما در مدینه بود و اواسط هفته و طبق برنامه یک روز در هفته همه کاروان های دانشجویی حاضر در مدینه به زیارت دوره می رفتند و معمولا اینگونه زیارات همه شرکت می کردند و به همین خاطر مکان هاي زیارت شلوغ بود برای همین حاجی بازم خلاف عرف کاروان های دیگر زیارت دوره را از مسجد قبا شروع کرد . طبق توصیه حاجی هر کسی یک قرآن جور کرد تا همراهش باشد و البته آب هم همينطور.

مسجد قيا
مسجد قبا اولین مسجد اسلام هست پیامبر هنگام هجرت قبل از ورود به مدینه در این مکان سه روز توقف می کنند تا حضرت علی که برای حفظ جان پیامبر در جای ایشان خوابیده بود به همراه اهل بيت پيامبر به او برسند و با آنان وارد شهر مدينه شود
و اين خود گوياي جايگاه حضرت علي و اهل بيت پيامبر مي باشد.
پيامبر در مدت اقامت خود مسجد قبا را در آن مكان مي سازند و به دليل اينكه اولين مسجد مي باشد جايگاه والايي دارد به طوريكه در احاديث داريم كه دو ركعت نماز ثواب يك عمره را دارد
پس فرصت را از دست نمي دهيم و مي رويم براي خود و عزيزانمان نماز مي گذاريم . نمي دانم چرا بچه ها مي خوان تو هر مسجدي نماز بگذارند سريع همه مي رن تو قسمت محرابش و اونجا ازدحام جمعيت بالاست مگه بقيه مسجد نماز خودندش ثواب نداره !!!

مسجد قبا
و طبق معمول همه شروع مي كنيم به عكس انداختن در درون مسجد ولي باز هم مزاحم ...
نمي دونم سرايدار هست ، كي هست ؟ شروع مي كنه به گير دادن و جلوگيري كردن از عكس انداختن ولي تعداد زياد هست مياد جلوي منو بگيره يكي ديگه از بچه ها اونور عكس مي گيره مي ره جلوي يكي ديگه رو بگيره من عكس مي اندازم البته سعي مي كرديم يواشكي عكس بگيريم كه زياد شاكي نشه(البته تقصير خودشه اگه زياد فضولي نكنه متوجه هم نميشه كه بخواد شاكي بشه)
طبق قرار قبلي در هر مكاني كه مي رويم يه چند دقيقه ختم قرآن دست جمعي مي كنيم و هر كس ژتوني مي گيرد كه در آن حزب يا نيم حزبي يا جزئي از قرآن نوشته شده كه بعد از ختم آن برگه را تحويل مي داديم و برگه ديگر
من كه متاسفانه نتونستم حتي يك ختم قرآن در طول سفر داشته باشم ولي با اينكار من و امثال من حداقل تو چند ختم قرآن شركت داشتند.

مسجد قبا
بعد هنگام رفتن ديدم كه بچه ها دور يك نوشته سنگي جمع شدند و باهاش دارند عكس مي اندازند من هم گفتم حتما تاريخي و با ارزش هست كه دارند عكس باهاش مي اندازند
رفتم ديدم سنگ نوشته براي 22 سال پيش هست و نوشته رويش هم در اصل براي اينه كه بگن ملك فهد اين مسجد رو توسعه داده !!!
جالب بود بچه ها با چه هيجاني به صورت يك نفره بعد چند نفره و بعد در پوزيشن هاي مختلف با اين سنگ عكس مي انداختند !!! و البته روحاني كاروان هم با اصرار بچه ها كنارشون عكس مي گرفت.


بعد از مسجد قبا مكان بعدي مكان جنگ احد بود .... ادامه دارد

پ.ن 1: متاسفم به خاطر بدقولي و تاخير طولاني

پ.ن ۲ : طبق معمول بقیه عکس ها در ادامه مطلب

پ.ن ۳: اين چند روزه چند تن از دوستانم در سفر عمره دانشجويي هستند و دل من هم با آنان هست و همش خاطرات آن روزها برام مرور ميشه و با خودم ميگم الان احتمالا تو مسجد النبي يا بقيع هستند يا ...

پ.ن ۴ : از يكي از همان دوستان تقاضا كردم شماره اعتباري كه در عربستان تهيه مي كنه برام بفرسته و چند روزي هست كه فرستاده ولي من روم نميشه زنگ بزنم آخه زنگ بزنم بگم كه چي ؟ وقتي من به قرار هاي يك سال پيشم وفا نكردم خيلي رو مي خواد كه ...

پ.ن ۵ : چند روز ديگر نميه شعبان است نمي دانم تا آن روز پست ديگري مي توانم بزنم يا نه پس پيشاپيش اين روز را به همه منتظران تبريك مي گويم.
روز نيمه شعبان روز شروع سفر ما بود يعني به همين زودي يكسال قمری گذشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 12:26  توسط حامد  |