تبليغاتX
عمره فقط دانشجویی
دستنوشته های یک مسافر
دیگه غرغر زدن راننده ها تبدیل شده بود به داد و هوار پس سوار ماشین ها شدیم تا بریم "مدینه مول" ، (مدینه انواع فروشگاه های معروف داره که یکیش مدینه مول هست ولی واقعا فاجعه بود) موقع سوار شدن راننده ما می خواست بیشتر از قبل سوار کنه تا بیشتر ثواب جمع کنه ولی این ون ها مثل اتوبوس های خودمون نیست که (این اتوبو س های ما خیلی جالبند تو یه ایستگاه که تا کله پر می کنند و جای سوزن انداختن نیست باز تو ایستگاه بعدی کلی مسافر سوار می شوند و من هنوز موندم که اینا کجا جا می شوند ؟!!!   ) و البته راننده های دیگه هم می خواستند این ثواب رو خود ببرند و خلاصه رقابتی برای ثواب بیشتر صورت گرفته بود

بالاخره راه افتادیم تا رسیدیم به فروشگاه ، اول از بیرون به نظر خیلی خوب می اومد ولی ...

منم طبق معمول هر بازار اول می رم سراغ قسمت اسباب بازی فروشی هاش

یک قسمت کوچکی از سمت راست فروشگاه مربوط به اسباب بازی بود و من و چندتا از بچه های دیگه اول رفتیم اونجا . شاید بشه گفت بهترین قسمت خرید اونشب همونجا بود آخه تا تونستیم بازی کردیم اسلحه بازی تا نواختن پیانو به صورت حرفه ای و البته چون من هیچ بچه ای رو در نظر نداشتم که براش سوغاتی بخرم فقط و فقط با اون وسایل تفریح می کردم

بعد از مدتی که معلوم بود مسئول اون قسمت از نخریدن ما حوصلش سر رفته بود تصمیم گرفتم برم و یسری خرید واقعی انجام بدم

فروشگاه دو طبقه بود طبقه اول عموما مربوط به البسه آقایان می شد و طبقه دوم عموما البسه خانم ها و چون کسی چیزی به ما نگفته بود دقیقا چه نوع البسه ای در طبقه دوم هست پس از رفتن به طبقه دوم بلافاصله با سرافکندگی طبقه دوم را ترک کرده و قید خرید سوغاتی برای خانم ها را در این فروشگاه زده و مشغول بازدید از طبقه اول شدیم

قسمتی برای خرید کفش و صندل داشت ولی بدرد من نمی خورد چون شماره پای کسی را نمی دانستم پس به عنوان سوغاتی نی توانستم بخرم

قسمتی برای شلوار ورزشی و غیره بود ولی هیچ مدلی از آن بدلم نمی نشست قسمتی برای لباس بود که یا از مدلش خوشم نمی اومد یا قیمتش بنظرم بالا بود

کلا مشکلی که من در خرید داشتم این بود که باید یک تعادلی بین هزینه و کیفیت خرید برقرار می کردم و این مسئله وقتی برای یک دانشجو مطرح بشه تبدیل به یک پارادوکس میشه و هر کدوم از وسایل فروشگاه رو که در این مسئله قرار می دادم یا از نظر مدل و کیفیت می لنگید یا از نظر قیمت خلاصه اینکه هیچ کدوم از وسایل فروشگاه در این معادله من صدق نی کرد و من دهها بار کلا فروشگاه رو قدم زدم ولی به هیچ وجه دلم راضی نشد چیزی بخرم . آن قدر راه رفتم که پا درد گرفتم پس برای استراحت دوباره به قسمت اسباب بازی رفتم اینقدر این حلقه قدم زدن و بعد رفتن به قسمت اسباب بازی تکرار شد که مسئول اون قسمت باطری تعدادی از اسباب بازی های پر مراجعه رو در آورد و ما مجبور به بازی کردن با وسایل الکترونیکی بدون باطری شدیم

نمی دونم چند ساعت اونجا علاف شدیم ولی یوقت شنیدم که گفتند بچه ها یواش یواش آماده شوند تا برگردیم و من هنوز هیچ چیزی نخریده بودم برای اینکه احساس هدر رفتن وقت نکنم و حداقل خودمو یه جور گول بزنم گفتم حداقل یه چیزی بخرم ، در جاهایی که ریاضی دانان نتوانند معادله ای رو حل کنند سعی می کنند نزدیکترین گزینه رو به جواب پیدا کنند پس من هم سعی کردم از قسمت پیراهن ها که به نظرم نزدیکتر به جواب بودند تعدادی البسه بخرم تا حداقل خرید سوغاتی برای آقایان در مدینه تمام شود و بقیه در مکه

ومن بی خبر از همه جا و با فرض اینکه سایزهایی که روی لباس ها می زنند مانند ایران هست و با در نظر گرفتن وضعیت جسمی و سلیقه کسانی که می خواهم برایشان سوغاتی بخرم ۵ ، ۶ تا لباس با سایز های مختلف اعم از مدیوم ، لارج و ایکس لارج خریدم و البته سر هر خرید کلی با فروشنده چونه می زدیم که "بابا انا دانشجو انا بدبخت یکمی تخفیف بده" ، موقع خروج از فروشگاه پول هایش را حساب کردیم و خوشحال که نه ولی کمی راضی از سرافراز شدن در انجام یک عمل خطیر و طاقت فرسا برگشتیم هتل

ولی امان از روزی که خواستیم سوغاتی ها رو تقسیم کنیم . اون تی شرت ایکس لارجی که گرفته بودم منو و خانوادم باهم می رفتیم توش و باید اسمشو می گذاشتندپیراهن خانواده و خب معلومه دیگه پیراهن های لارج و مدیوم چگونه بودند خلاصه فقط یکی دوتاش بدرد خورد و تونستیم با یک جابجایی انگیزه به عنوان سوغاتی بدیم بره ولی بقیش بیخ صاحبش مونده

حالا اگه کسی تی شرت سه ایکس لارج می خواد بگه

پ.ن ۱ : به نظر من اصلا نمیشه گفت خیلی قیمت های عربستان پایین تر از ایران هست بلکه در بعضی موارد گرون تر هم بود

پ.ن ۲ : به نظر من تو سوغاتی گرفتن نباید به فکر تفاوت قیمتش با ایران و غیره باشید و فقط افراد وارد مانند مدیر کاروان ها که تجربه زیادی دارند می تونند این کار رو نجام بدهند

پ.ن ۳ : من از این قضیه درس عبرت گرفتم و در ادامه سفر به هیچ وجه سراغ فرروشگاه یا بازار خاصی نرفتم و بقیه وسایل رو از مغازه های سر راه خریدم و الکی چند ساعت وقت خود را هدر ندادم

پ.ن ۴ : نتیجه نهایی که می تونم بگیرم اینه که مدینه مول واقعا افتضاح بود و من الان که دارم این خاطرات رو مرور می کنم بازم دارم بهشون بدوبیراه میگم

+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 16:47  توسط حامد  | 

از کنار مسجد مباهله پیاده راه افتادیم و رفتیم تا رسیدیم به مسجدی دیگر ، مسجد به نام ابوذر از یاران و صحابه پیامبر و حضرت علی بود و مثل سابق در مسجد بسته !!!(دیگه خسته شدم از بس این جمله رو گفتم پس از این به بعد فرض رو بذارید رو بسته بودن درب مسجد مگر صریحا ذکر کنم درش باز بوده)

مسجد ابوذر
برایم عجیب است که چطور این مسجد را هنوز خراب نکرده اند. آخه مسجد حضرت علی رو با اون همه حساسیتی که شیعه ها روش دارند می خوان تخریب کنند پس تخریب مسجد یکی از یاران حضرت علی کار چندان دشواری نباید باشه
پای مسجد میشینیم و حاجی کمی صحبت می کنه و فاتحه ای برای ابوذر می خوانیم و راه می افتیم تا برگردیم هتل
تو جلسه قرار می گذاریم که شب همه با هم بریم یکی از همین پاساژ تا یدفعه تمام خرید هامون رو تو مدینه انجام بدیم و تمام
جلوی هتل ها معمولا ماشین های شبیه همین ون های خودمون وجود داره که راننده هاش به صورت مجانی شما رو سوار کرده و به یکی از این فروشگاه های کالا می بره ، البته فکر نکنید که بنده های خدا برای رضای خدا و خدمت به زائران این کار رو می کنند نهههههههههههههه بلکه دقیقا برای پولش می کنند . حتما میگی کدوم پول ؟؟؟  همون که رنگارنگه – این برادران مخلص خدا شما را به عنوان یک کالا می بینند و شما می برند و به اون فروشگاه می فروشند ، بله آنها به ازای هر کدام از شما 2 ریال عربستان(شاید هم 5 ریال) از مسئولان فروشگاه می گیرند و بعد هم مجانی و برای رضای خدا شما رو به هتل برمی گردانند.
الان فکر کنم شما هم مثل من حس بدی نسبت به این قضیه پیدا کردید نه ؟؟؟ خب حاجی برای اینکه این حس بد از بین بره و بقول خودش یک کار فرهنگی هم کرده باشیم پیش نهاد داد که اول اونا رو مجبور کنیم که ما رو ببرن مشربه ام ابراهیم .
در مشربه ام ابراهیم مزار مادر حضرت امام رضا و حضرت معصومه هست یعنی نجمه خاتون ولی من تا اون روز نمی دونستم !!!
آن قبرستانی هم بسته هست ولی نمی شود نرفت آخه چه جوری بعد از این سفر به زیارت این دو فرزندش برویم در حالی که در فاصله کمی از مزار مادرشان بوده ایم ولی به زیارتش نرفته ایم ، وحال با کمال پررویی از آنان طلب وساطت بکنیم !!!
ولی متاسفانه اکثر کاروان ها به این مکان نمی روند آن هم به این بهانه که "چه فایده ، درش که بسته است" نمی دانم چرا این افراد به زیارت حضرت رسول می روند چرا که نمی توانند مزار ایشان را ببینند و یا در مکه به زیارت قبرستان ابوطالب می روند و ...
جز کم لطفی به آن بانو که دو فرزند بزرگوار (که مزارشان هر دو در ایران هست) دلیل دیگری نمی بینم
به هر حال ما مشتاقانه می رویم ، حاجی با راننده ها صحبت می کنه و قرار می گذاره و چون تعداد زیاد هست پس قبول می کنند که مارو اول ببرند به زیارت مزار نجمه خاتون
شب فرا می رسه و طبق قرار سوار ماشین های جلوی هتل می شویم دونفر دیگه که از قرار معلوم مدیر و معاون یک کاروان دیگر هستند به این گمان که طبق معمول به یک فروشگاه می روند سوار می شوند
ماشین راه می افته و من اولین اشتباه هم رو اینجا مرتکب شده و صندلی جلو می شینم و مجبورم رانندگی افتضاح طرف رو تحمل کنم وسطای راه اون دو نفر متوجه می شوند به سمت فروشگاه نمی رویم و با تعجب مقصد رو می پرسند و ما جواب می دهیم و که باشنیدن مقصد بشدت پکر می شوند و با همان بهانه که گفتم این کارو عبث می خوانند حسابی شاکی می شم ولی سکوت می کنم
می رسیم به آنجا زیارت نامه را دست جمعی می خوانیم و فاتحه
از همون اول راننده ها شروع می کنند به غر زدن که سریع برویم ولی بی توجه به آنان و آنان هم مجبور به صبر و همش درحال غرزدن
ولی این آخر قضیه نیست بلکه حاجی مکان تقریبی نزدیک همان قبرستان نشان می دهد که در نگاه ظاهری فقط یک زمین خاکیست ولی بعد از توضیحات حاجی ...
حاجی گفت بعد از ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه آن دو به خاطر پول کمشان خانه ای دور از پیامبر اجاره می کنند و زندگیشان را شروع می کنند که آن محل نزدیک همان جاست که ما رفتیم که البته پیامبر دوری آن دو را تحمل نمی کند و خانه ای کنار مسجد پیامبر که الان چسبیده به ضریح پیامبر و درون مسجد النبی هست به آنان می دهد


و عجب حالی به بچه ها دست میده ، می تونند الان دست به جایی بکشند که حتما این دو بزرگوار آنجا قدم گذاشته اند و بعضی آن خاک را طوطیا می دانند و ... و من حسرت

پ.ن 1 : بچه های خوب پست بعدی رو نخونند پست بعدی همش فحش و بد و بیراه خواهد بود آخه می رسیم به قسمت خرید و می خوام عقده هامو خالی کنم
پ.ن 2 : طبق معمول بقیه عکس ها از مسجد ابوذر وخانه اولیه آن دو حضرت در ادامه مطلب
پ.ن 3 : چون هیچ چیز دیداری از مزار نجمه خاتون نبود پس هیچ عکسی از آن ندارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 22:29  توسط حامد  | 

سلام

به لینک زیر سر بزنید جالبه

یه جور گوگل ارث هست که نیاز به نرم افزار نداره و تو صفحه مرورگر خود می توانید تصاویر هوایی مسجدالنبی را ببینید و البته ساختمان ها و خیابان های اطرافش را ببینید و خوبیه دیگرش این است که اسم مکان های مختلف را رویش نوشته

مسجدالنبی

نکته دیگرش این است که شما هم می توانید یک قسمت را علامت بزنید و اسم و توضیحاتش را بنویسید

اگر دیگر کاربران تائید کنند اسم و توضیحات می ماند ولی اگر کاربرانی رد کنند و امتیاز منفی شود توضیحات شما حذف می شود

اخیرا هم وهابی از این قضیه سوء استفاده کرده اند و هرچی قسمت های مختلف مربوط به شیعه هست(مثل قبور ائمه بقیع و کوچه بنی هاشم و ...) را امتیاز منفی می دهند تا حذف شود

پس هم برای دیدن و لذت بردن از آن و هم برای حفظ اسامی این مکان ها به لینک زیر بروید و مکان های مربوطه را تایید کنید

لینک

+ نوشته شده در  جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 14:36  توسط حامد  |